تبليغاتX
موسیقی و زندگی نامه اساتید برجسته ایران

کدهای خفن جاوا اسکریپت

وب سایت شخصی علی اکبر شکارچی به زودی راه اندازی میشود.

 برای دیدن وب سایت علی اکبر شکارچی اینجا کیلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط سروش در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 5:19 |

مخاطبان از موسیقی ما لذت می برند نه از حرف هایمان

فرجپوری

خبرگزار ی مهر - گروه موسیقی : برگزاری کنسرت گروه موسیقی "آوا" با صدای محمدرضا شجریان بازتابها و انتقادهای مختلفی را در زمینه کیفیت اجرا و چگونگی ترکیب بندی سازها به همراه داشت. سعید فرجپوری کمانچه نواز این گروه معتقد است انتقادهای وارد شده صرفا بیان سلیقه شخصی بوده و هیچ نقد منطقی ارائه نشده است... .

* خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : کنسرت موسیقی گروه "آوا" با صدای محمدرضا شجریان در شش شب اجرا شد و مدتی است که از تب و تاب و هیجان آن دوران گذشته است کیفیت اجرا را چطور ارزیابی می کنید؟

سعید فرجپوری : خود من به نوعی جزء مجریان و عوامل کار بودم و فکر می کنم درست نیست درباره کاری که خودم در آن نقش داشتم صحبت کنم ولی به هر حال آنچه گذشت حاصل یک کار گروهی بود و طبیعتا از ماهیت کلی کار رضایت داشتیم اما از گوشه و کنار مطالب متعددی درباره کیفیت اجرا خواندم و نظراتی هم به طور شفاهی شنیدم که در این گفت و شنود ها به نکاتی راجع به کیفیت کنسرت برخوردم که به نظرمن یک نقد درست و اصولی بر پایه استدلال های منطقی نبود بلکه بیشتر به طرح سلیقه شخصی شبیه بود.

* چرا فکر می کنید نظرهایی که راجع به کنسرت داده شد تنها بیان یک سلیقه شخصی بوده است؟

- ببینید بعد از اجرای این کنسرت نقطه نظرهای بسیاری را مبنی بر اینکه حجم کنسرت کم بود و اگر ساز سنتور به ترکیب کار اضافه می شد بهتر بود و یا حتی به بخش تک نوازی ایرادهایی گرفته شده که به نظرمن طرح این موضوعات بیان یک سلیقه شخصی است چراکه ممکن است یک نفر صدای سازی مثل سنتور را بیشتر دوست داشته باشد و یا وجود ساز دیگری را در ترکیب کنسرت بیش از سایر سازها بپسندد برای همین تعدادی از دوستان می گفتند که بهتر بود شجریان با یک گروه بزرگ تر کنسرت می داد و یا از فلان نوازنده در کار استفاده می کرد بنابراین بیان این مطالب یک سلیقه شخصی است و به نظرمن نمی توان به عنوان یک نقد سازنده به آن استناد کرد.

به همین دلیل معتقدم که باید درباره اثری که در این شش شب اجرا شد نظر داده شود نه راجع به فرمی که مورد علاقه فرد و یا به نوعی سلیقه شخصی است آنچه در این کنسرت بیش ازهرچیز دیگری اهمیت داشت حضور آقای شجریان به همراه گروه "آوا" بود که جا داشت منتقدین و کارشناسان درباره نقاط ضعف و قوت کاری که اجرا شد حرف می زدند به همین دلیل باز هم متذکر می شوم که آنچه از بازخورد کنسرت دیدم بیان نکات سلیقه ای بود ضمن اینکه بیان این انتقادها تنها متوجه قسمتی از اجرا بود و دور از انصاف است که ماهیت کلی کنسرت را زیر سئوال ببریم.

* به نظرمی رسد بخشی از انتقادهای وارد شده بر اثر به وجود آمدن ملال و خستگی برای مخاطب در طول اجرا بود؟

- زمانی می توان مجموع این نظرها را پذیرفت که با استدلال منطقی بررسی شود نه اینکه تمام این انتقادها به دوست داشتن یا دوست نداشتن یک ساز ، اضافه یا حذف کردن ساز دیگر در ترکیب گروه ختم شود.

* زمان بر بودن موسیقی سنتی از جمله خصوصیات و به نوعی ماهیت این هنر است و برای اینکه این موسیقی به شکل مطلوب اجرا و شنیده شود آمادگی لازم و از پیش تعیین شده ای را می طلبد و شاید به دلیل وجود همین خاصیت و در نهایت دست یافتن به رنگ آمیزی بهتردر موسیقی سنتی است که نیاز به وجود یک ساز دیگر مانند سنتور و یا کمانچه ای دیگر -در کنار ساز شما- احساس شد.

- برمی گردم به صحبت های خودم در یک اجرای صحنه ای باید درباره آنچه روی صحنه در حال اجرا است بحث و گفتگو کرد و به نظرمن تمام نقطه نظرهایی که مطرح شد به نوعی بیان کننده خواسته های شخصی مخاطب بود نه نقد آنچه که روی صحنه اجرا شد؛ کنسرت گروه "آوا" کاری گروهی بود که با سلیقه 6 نفر از اعضا روی صحنه آمد و قطعا نقاط ضعف و قوتی هم داشت و باید درباره این اجرا بحث می شد ضمن اینکه اعضای گروه ادعایی ندارند و با جان و دل حاضر هستیم تا همه انتقادهای منطقی را بشنویم و در نهایت بپذیرم.

*برخی از این انتقادها به تک نوازی افراد بر می گشت به این معنی عده ای معتقد بودند تک نوازی برخی از سازها ضعیف بود شما به عنوان یکی از تک نوازان، تک نوازی اعضاء را چطور دیدید؟

- تک نوازی یکی از ارکان اصلی موسیقی شرق است که این مسئله درموسیقی سنتی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است چراکه اهمیت این مسئله به خاصیت و جنس موسیقی سنتی بازمی گردد و همانطور که اشاره کردید به دلیل زمان بر بودن این نوع موسیقی ؛ تک نوازی و بداهه نوازی ساز از جمله ضروریات است به همین دلیل فکر می کنم که تک نوازی های این اجرا حساب شده و دقیق بود ضمن اینکه صحیح نیست من درباره کلیت کار نظر دهم چون فکر می کنم آنچه اجرا شد نمایانگر توان و بضاعت گروه بود و با توجه به ویژگی های این کنسرت اجرای خوب و قابل قبول داشتیم.

ضمن اینکه نباید فراموش کنیم که تک نوازی یک ساز اقدامی از پیش تعیین شده نیست و ما در تمرینات خود تک نوازی نکردیم و بیشتر تمرینات گروهی بود چراکه تک نوازی یک مقوله کاملا آزاد است و هر نوازنده ای دست اش باز است که در بداهه نوازی هر جور که می خواهد و می پسندد بنوازد و جواب آواز دهد بنابراین تک نوازی ها سر صحنه و در آن واحد شکل می گیرد ضمن اینکه این تک نوازی ها در شش شب اجرا متغییر است و به دلیل این تغییر ممکن است نوازنده ای در یک شب نتواند به آن اجرایی که مد نظردارد برسد.

* به عنوان یک مخاطب بخش تک نوازی کمانچه را چطور دیدید ؟

- سئوال سختی است واقعا نمی توانم خودم را جای مخاطب بگذارم ولی به هرحال من ساز خودم را می زنم و این دیگران هستند که باید نظر دهند؛ نظرشما چیست؟

* این سئوال را از آن جهت مطرح کردم چون احساس می شد در طول کار بار اصلی بر دوش کمانچه نواز بود و بسیاری معتقدند که این مسئله موجب شد تا صدای اصلی و سنتی ساز به خوبی شنیده نشود در نتیجه به دلیل فشاری که روی این ساز بود در بخش تک نوازی هم نتوانست آن طور که باید موفق کند.

-خوب بیان این مسئله بحث مفصلی را می طلبد و من به عنوان نوازنده کمانچه به گونه ای اجرا کردم که درماهیت کنسرت بگنجد و یا به عبارتی شیوه ای را انتخاب کردم که از من خواسته شده بود و من هم می پسندیدم. نتیجه کار هم مبین همین مطلب است اما این بحث بسیار مفصل است و در ابتدا باید درباره ویژگی های این ساز بحث شود بنابراین فرصت دیگری را می طلبد. (من قبلا نظرم را درباره ساز کمانچه و ویژگی های تکنوازی آن در یکی از روزنامه ها داده ام)

* اتفاقا سئوال بعدی من هم درباره نظرآقای لطفی و جوابیه شما به آن بود؛ نتیجه این بحث به کجا کشید؟

- چندی پیش نظرم را راجع به ساز کمانچه و تغییر و تحولات این ساز در طول سال های متمادی در روزنامه مطرح کردم و بعد ازمدتی آقای لطفی - درست یک روز قبل از برگزاری کنسرت خود- مصاحبه ای را با یکی از روزنامه ها انجام داده بود که در آن مصاحبه ضمن بیان نظرات خودش درباره ساز کمانچه نقل قول نادرستی را از زبان من بیان کرده واز قول من گفته بود که "فرج پوری گفته با صحبت های لطفی درباره کمانچه موافقم ولی مجبوربوده ام که بنابر دلایلی آن نقطه نظرها بیان کنم" و وقتی که من آن مصاحبه را خواندم بسیار شوکه شدم چون روح من از این نقل قول خبر نداشت و من اصلا در این مورد با آقای لطفی حرفی نزده بودم حال سئوال من این است که کدام عقل سلیم می پذیرد کهحرفی را که در روزنامه ای رسمی مکتوب کرده تغییردهد و خلاف آنچه را گفته بیان کند؟

* در نهایت به چه نتیجه ای رسیدید؟

- هیچگاه فرصت نشد که من به این اظهار نظرها پاسخ دهم اما معتقدم آقای لطفی هنوز در حال و هوای دهه پنجاه سیر می کند من نظراتم را درباره کمانچه و تغییر و تحولات این سازبه طورمفصل بیان کردم و هیچ صحبتی با ایشان نکردم و صراحتا آن نقل قول را که از سوی آقای لطفی به این مضمون بیان شده بود که من با نظرات او درباره کمانچه موافقم و به خاطر هنرجویان مجبور شدم این حرف ها را بزنم به شدت تکذیب می کنم و من به هیچ عنوان چنین حرفی را به لطفی نزدم؛ ایشان در ذهن و تخیل خود به این نتایج رسیده اند و گمان می کنم در این 25 سال که در ایران نبودند گذشت زمان را احساس نکرده اند و هنوز واقعیت های زمان حال را نپذیرفتند و من از ایشان خواهش و البته توصیه می کنم که به حاشیه و جار و جنجال های رسانه ای نپردازند و در یک فضای آرام و به دور از این غوغا گری ها کار اصلی خود که همان تمرین و ساختن موسیقی است ادامه دهند من فکر می کنم دوستداران واقعی موسیقی علاقه ای به شنیدن این حرف و حدیث ها ندارند آنها بیشتر با آثار ما ارتباط برقرار می کنند و لذت می برندتا با حرف های ما.

* با توجه به این حرف و حدیث ها موقعیت این ساز را چطور ارزیابی می کنید؟

- کمانچه در حال حاضر هم از لحاظ اجرایی هم از جهت استقبال هنرجویان برای یادگیری این ساز و هم از جنبه قدرت نوازندگی در بهترین شرایط ممکن به سر می برد و گمان می کنم تمام زحمات و کارهایی که در سه دهه پیش انجام شد در این دوران به بارنشسته است چراکه خوب به یاد دارم اواخر سال های دهه 50 برای پیدا کردن کمانچه باید 6 ماه می گشتیم تا شاید این ساز را پیدا می کردیم چون به دلیل عدم متقاضی کسی این ساز را نمی ساخت و تعداد نوازنده های کمانچه در مقایسه با سازهایی چون سنتور، تار،سه تار ، تنبک و نی قابل قیاس نبود.

یادم هست که یک دوره ای در کانون چاووش من به اتفاق آقایان هادی منتظری، اکبرشکارچی و اردشیرکامکار کمانچه تدریس می کردیم و ما چهار نفر در مجموع 10 شاگرد هم نداشتیم ولی خوشبختانه درحال حاضر شرایط فرق کرده و این ساز نقش ویژه ای در بین سایر سازها پیدا کرده است و نکته جالب تر اینکه حضور و علاقه مندی جوان ترها به این ساز بیش از گذشته شده است و گواه این مطلب هم حضور هنرجویانی است که هر ساله با ساز تخصصی کمانچه فارغ التحصیل می شوند و باز در اینجا گریزی می زنم به صحبت های قبل ؛ نادیده گرفتن قابلیت های این ساز دور از انصاف است ما نباید چشم های خود را بر واقعیت ها ببندیم و غیرمنصفانه قضاوت کنیم همین گروهی که در حال حاضر با آقای لطفی کار می کنند حاصل سال ها تلاش من و دیگران در آموزش و پرورش نیروی جوان در حوزه موسیقی است چراکه در گذشته این ساز نسبت به سازهای دیگر پیشرفتی نداشت در حالی که الان این گونه نیست و کمانچه برخلاف برخی از سازها که در حال پسرفت هستند حضورخوبی دارد.

منبع

+ نوشته شده توسط سروش در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 3:9 |